توي اين دنيا، يکي مثله سايه دنبالم بود، هرجا که مي رفتم دست از سرم بر نمي داشت، خوب که دقت کردم ديدم انگاري همه ي آدمها يه همچين کسي رو کنارشون دارن؛ چهره خيلي زشت و ترسناکي داشت، هميشه هم مي خواست آدم را توي دردسر بندازه، زبون خيلي چرب و نرمي داشت، من رو بهتر از خودم مي شناخت! نقاط ضعفمو خوب مي دونست! از کوچکترين فرصت براي ضربه زدن به من استفاده مي کرد. هردفعه هم که موفق مي شد گولم بزنه، يه گوشه اي مي نشست و به من مي خنديد وبه خودش آفرين مي گفت!
با اين حال نمي دونم چرا ،هر وقت که نزديکم مي اومد، دو دل مي شدم که به حرفش گوش بدم يا نه!!!؟؟؟
ديگه از دستش خسته شده بودم، بعلاوه اينکه کم کم لکه هاي سياهي رو، که ناشي از گوش دادن به حرفهاي اون ملعون بود، روي قلبم و نقش عشق، مي ديدم.
به خودم گفتم، يعني اينجوري مي خواستي عشقتو ثابت کني!!؟؟
احساس مي کردم توي يه درياي طوفاني در حال غرق شدنم و هيچکس نيست که به دادم برسه ...
ولي نه!!! هموني که از روز اول، به من گفت که: "هواتو دارم" ، منو تنها نذاشته بود، يه کشتي نجات براي رسيدن به ساحل آرامش برام فراهم کرده بود، يه ندايي از درونم فرياد بر مي آورد که: اين تنها راه نجاته .
اگه مي خواي از اين درياي طوفاني موّاج ، به سلامت عبور کني، بايد سوار اين کشتي بشي،
و اين کشتي چيزي نبود جز وجود مقدس اهل بيت اطهار (ع) ،که تنها راه نجات تمسک به آن 14نور مقدسه.
--------------------------
پا پُستي:
1- هيچ دقت کرديد؛ خداوند در قرآن مي فرمايند: "شيطان دشمني آشکار براي انسان است" ، خودمون هم بارها اين قضيه را درک کرديم، ولي ... !!!؟؟؟ ، آخه چرا؟؟؟
2- بالا بري، پائين بياي، تنها راه نجاتت وجود نوراني اهل بيته، پس ازين راه جدا نشو.
3- سرمايه محبت زهراست دين من *** من دين خويش را به دو دنيا نمي دهم
نام: | |
ايميل: | |